عبد الله احمديه

31

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

تشخيص صرع داده شد . در تهران نيز چندى به درمان پرداختند . بنا به اظهار پدر بيمار ، داروهاى تجويز شده در تهران بر شدت بيمارى افزود ، به نحوى كه حالات ياد شده روزى شش بار بروز مىكرد داروهاى او عبارت بودند از برومورلومينال و مسكنات ديگر . با توجه به مراتب بالا بفكر " سردى مزاج " بيمار افتادم . طبيعت او " سرد " ( بلغمى و سوداوى مزاج ) بود . لذا جوشانده بابونه و اسطوخودوس تجويز كردم . بعد از دو روز حملات متوقف شد . بيمار در مورد بروز حمله بنا به عادت مىگفت " مىخواهد بيايد اما نمىآيد " و در واقع ديگر نيامد ! چون پدر اين كودك فردى كم‌بضاعت بود و امكانات كافى نداشت لذا پس از چند روز كه به عدم بازگشت بيمارى يقين حاصل شد با گرفتن دستورات لازم به شهر خود مراجعت نمود و قرار شد اگر حمله عود كرد برايم بنويسد ، تا دستورات ديگرى برايش بدهم . مشاهدات در « سوداوى » مزاج‌ها 1 - در 13 يا 14 سال پيش جوانى 18 ساله در همدان از شاگردان مدرسه آمريكايى براى گردش علمى و صحرانوردى همراه با همكلاسان و معلمان مدرسه از شهر خارج شده بود پس از چند روز كه مراجعت كرد جمع زيادى را نزديك خانه خود مشاهده نمود كه حلقه‌وار ايستاده بودند وقتى داخل جمع شد تا علت تجمع را بداند با جسد پدرش كه روى تخته‌اى نهاده شده و برسم آن زمان در همان محل شستشو داده مىشد روبرو گرديد . ناگهان فريادى كشيد و به حالت صرع و تشنج زياد بر زمين افتاد . اين حمله بسيار دوام كرد و آرامش نمىيافت كليه پزشكان همدان اعم از ايرانى ، اروپائى و امريكائى بدرمانش پرداختند ولى معالجات مفيد واقع نمىشد . بنابه اظهار بستگان بيمار ، در 24 ساعت 20 ساعت را او در حمله مىگذرانيد . داروهاى متعدد مانند كلرال هيدراته ، لومينال و گاردنال و امثال آن همه بىاثر مانده بودند . بالاخره به مرحوم حاج ميرزا حسين كوثر كه يكى از اطباى قديم همدان و معتكف در مشهد بود تلگرافى مراتب را اطلاع دادند . مشاراليه دستوراتى داد كه خيلى مفيد واقع شد و در نتيجه آن حمله در روز منحصر به چهار بار گرديد . براى حفظ جوان ، چهار مرد قوىهيكل گمارده بودند تا بهنگام حمله او را از خطر محفوظ دارند . بعد از چند ماه بناچار او را به تهران آوردند . مدتى نزد بهترين پزشكان تهران به درمان او پرداختند . دارو در وجود بيمار هيچ اثرى نداشت . حمله مرتب روزى چهار بار مىآمد . سرانجام او را نزد اينجانب آوردند . با بيش از سه كيلو نسخه و صورت تجزيه از بهترين و تازه‌ترين دستورات ! پس از مطالعه تمام نسخه‌ها و آزمايش‌ها گفتم در واقع چيزى